بلند (صدا) معنی انگلیسی big full-throated loud out plangent واژههای انگلیسی با این معنی noisemaker صدا بلند کن، صداساز، موجب سروصدا stentorian خيلي بلند (در مورد صدا)، صدا بلند، رسا. bigmouthed دهنگشاد، صدا بلند، گزافه گوي vociferate با صداي بلند ادا کردن، بلند صدا کردن، داد زدن sonorous صدادار، صدا پيچ شونده، طنين انداز whang با صداي بلند زدن، محکم زدن، صدا کردن (کوس) spacistor دستگاه قوي صدا بزرگ کن، بلند گوي قوي. dirdum جنجال، سر و صدا، توبيخ با صداي بلند.