به جهت
معنی انگلیسی
for to
واژههای انگلیسی با این معنی
- mass conditioning جهت دادن به توده مردم
- pibal تعيين جهت وزش باد به طريقه بصري، ديدباني بصري، ديدباني بصري بالن
- apheliotropism تمايل به رشد در جهت مخالف خورشيد، خورشيد گريزي
- self addressed ادرس دار (جهت ارجاع به فرستنده).
- bloodmobile اتومبيل مجهز به وسايل خونگيري جهت، نگهداري، در بانک خون
- sacramentalism اعتقاد به پيروي از مراسم ديني جهت، رستگاري.
- triangulation تقسيم ناحيه اي به مثلثهاي مجاور هم جهت، مساحي، سه گوش سازي.
- indegree تعداد لبه هاي جهت دار که به سمت يک گره، اشاره مي کند
- check port/starboard جهت تعقيب رادار به سمت دماغه کشتي يا دم، هواپيما (رادار)
- horizontal clock system طريقه هواسنجي براي به دست آوردن جهت باد
- for براي، به جهتِ، به عوضِ
- feed stock مواد اوليه، مواد اوليه که جهت توليد به، کارخانه وارد مي شود
- quadrantal مربوط به تراز، مربوط به اشتباه در دستگاه جهت يابي
- varistor مقاومت نيمه هادي با دو الکترود که مقاومت، آن به نسبت عکس ولتاژ در هر جهت تغيير، ميکند
- climp milling عمل فرز کاري که طي آن قطعه کار در همان، جهت حرکت تيغه برش به جلو مرکت مي کند
- anyhow به هر حال، در هر صورت، به هر جهت
- owing to نظر به، به واسطه، به سبب
- why چرا، براي چه ؟، ازچه رو؟
- E-r-p (European recovery programme)، برنامه ترميم اروپا، برنامه اي که امريکا از سال 1947 تا 1951
- fabianism فابيانيسم، نحله سوسياليستي معتدل که به سال 1884 در، انگلستان تشکيل شد و در واقع پايه حزب
- sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي
- APPC سرنام Advanced Program-to-Program، Communication، پروتوکلي است که توسط شرکت آيبيام
- ABIOS سر نام Advanced Basic Input/Output System، معناي سيستم ورودي/ خروجي اصلي پيشرفته) و نشانگر يک سري، (به
- ACK شکل خلاصه شده کلمه acknowledgment به مفهوم تاييد و، تصديق، يک کد کنترلي (کاراکتر 6 اسکي