به نما
معنی انگلیسی
palliative
واژههای انگلیسی با این معنی
- ultramicroscopic وابسته به فراريز نما، وابسته به ميکروسکپهاي بسيار دقيق، فراريزه
- kaleidoscopic وابسته به لوله شکل نما، جوراجور، رنگارنگ.
- horizontal tab حرکت مکان نما به صورت افقي
- hygroscopic نم کش، رطوبت کش، آبخور
- viewdata سيستم خانگي تحويل اطلاعات که از طريق آن، استفاده کنندگان مي توانند بطور محاوره اي، از تلويزيونهاي محلي خود به پايگاه داده
- Atlas نقشه نامه، کتاب جهان نما، کوه اطلسدرافريقا
- genre نوع، قسم، جور
- highbrow اهل فضل و هنر، انديشمند، داراي طبع بلند و سليقه ي خوب
- intimist وابسته به احساسات دروني و خودماني، سرشت نما، هنرمند سرشت نما
- vamp رويه (در کفش يا پوتين)، روه، وصله
- backslapper آدمي که براي تشويق دست به شانه و پشت، ديگران ميزند، زياده نما
- archaize به سبک قديمي در آوردن، کهنه نما کردن، واژه يا سبک قديمي به کار بردن
- bathymetric مربوط باندازه گيري عمق، وابسته به ژرفاسنجي، باتي متريک
- localizer آنتن سمت نما يا تعيين کننده محل هواپيما، نسبت به مسير باند فرود
- frontal جلوي، وابسته به پيشاني، استخوان پيشاني
- isogonic جورگوشه، جور مغناطيس نما، هم ميل
- telegenic داراي قيافه اي که در تلويزيون زيباتر به نظر، ميآيد، خوش نما
- perfective تکميل کننده، به کمال رساننده، پايان نما