بهار
معنی انگلیسی
spring
واژههای انگلیسی با این معنی
- spring بهار، چشمه، فنر
- springtide بهار، چشمه، فنر
- springtime فصل بهار، جواني، شباب
- spring time فصل بهار، بهاران، هنگام بهار
- prime of life بهار عمر، عنفوان جواني
- terrace بهار خواب، مهتابي، زمين تخت و بلند
- orange flower بهار نارنج، گل نارنج يا پرتغال
- everblooming هميشه بهار، هميشه شکوفا.
- orange-flower بهار نارنج
- vernal equinox اعتدال بهار، اعتدال ربيعي
- marigold گل هميشه بهار
- neroli عطر بهار نارنج
- orange flower water عرق بهار نارنج
- spring cleaning خانه تکاني درفصل بهار.
- pyxie بوته خزنده وهميشه بهار.
- fleabane گياهان پير بهار وبرنجاسف.
- chaparral بلوط کوتاه وهميشه بهار جنگل.
- orgeat شربت بهار نارنج با شيره بادام
- douglas fir يک نوع گياه هميشه بهار بلندي که در غرب، امريکا مي رويد.
- allspice فلفل فرنگي شيرين، بهار
- erigeron پيربهار، شيخ بهار
- amaranth گل تاج خروس، گل هميشه بهار
- chinquapin شاه بلوط کوتوله، گونه هاي مختلف درختانهميشه بهار از جنس، Castanopsis و خانواده ي . beech
- evergreen بي خزان، هميشه سبز، هميشه بهار