بهـداشت
معنی انگلیسی
hygiene
واژههای انگلیسی با این معنی
- hygiene علم بهداشت، بهداشت، حفظ الصحه
- hygienics علم بهداشت، بهداشت، حفظ الصحه
- health insurance بيمه بهداشت، بيمه تندرستي
- hygeist متخصص بهداشت، بهداشت دان، عالم به علم حفظ الصحه
- hygienist متخصص بهداشت، بهداشت دان، عالم به علم حفظ الصحه
- mental health بهداشت رواني، سلامت رواني
- certificate of health گواهي بهداشت
- health certificate گواهي بهداشت
- insanitation فقدان بهداشت
- mental hygiene بهداشت رواني
- public health بهداشت همگاني
- sanitary engineering مهندسي بهداشت
- insanitary بد براي بهداشت، صحت خراب کن، غير صحي
- sanitarily از لحاظ بهداشت
- social health بهداشت اجتماعي
- social hygiene بهداشت اجتماعي
- sanitation ترويج اصول بهداشت، اقدامات صحي، جلوگيري از واگيره ناخوشي
- hygienically از روي علم بهداشت، مطابق حفظ الصحه
- world health organization سازمان بهداشت جهاني
- sanitize مطابق اصول بهداشت کردن، از روي اصول بهداشتي عمل کردن.
- Medicaid بيمه ي بهداشت مستمندان
- N.C.M.H. کميته ملي بهداشت رواني.
- sanitate موافق اصول بهداشت دراوردن، مقرون به بهداشت کردن
- flight sister افسر مسئول بهداشت و تغذيه هواپيما