بوزک معنی انگلیسی ferment yeast واژههای انگلیسی با این معنی moldier کپک زدگي، بوزک moldiest کپک زدگي، بوزک moldiness کپک زدگي، بوزک moldy کپک زدگي، بوزک mouldiness کپک زدگي، بوزک mouldy کپک زده، بوزک زده، کهنه zymase زيمايه ي مخمر، زيمايه ي بوزک، آنزيم مخمر mold etc کود دادن، خاکي کردن، بوزک mucid کپک زده، کهنه، بوزک زده