بی اختیار معنی انگلیسی compulsive واژههای انگلیسی با این معنی involuntarily بي اختيار، بدون اراده، بطور غير ارادي يا غير عمدي involuntary بي اختيار، غير ارادي، غير عمدي body english چرخش بي اختيار nymphomania ميل بي اختيار زن بجماع، جنون، کس دادن automatically خودبخود، بي اختيار، ناچار kleptomania جنون دزدي، دزدي بي اختيار unprompted ناشي از طيب خاطر، خودبخود، بي اختيار incoercible ناگزير نکردني، ابگونه نشدني، بي اختيار spontaneous ناشي از طيب خاطر، خود بخود، خود spontaneous generation خلق الساعه، پيدايش خودبخود، بطيب خاطر irrepressibility جلو گيري نکردني، منع ناپذير، غير قابل جلوگيري irrepressible جلو گيري نکردني، منع ناپذير، غير قابل جلوگيري ROM BIOS سرنام عبارت "read-only memory basic input/output، " system، مجموعه روالهاي نرم افزاري است که به همراه