بی عاطفه معنی انگلیسی affectless cold coldblooded coldhearted heartless impersonal stony uncaring واژههای انگلیسی با این معنی inhuman بي عاطفه، فاقد خوي انساني، وحشي heartless بي عاطفه، عاري ازاحساسات، افسرده unfeeling بي عاطفه، سنگدل، بيحس cold-livered بي عاطفه، خون سرد insensible to pity بي عاطفه، بيرحم inhumane بي عاطفه، وحشي coldhearted بي عاطفه .، از روي بيعاطفه گي يا بيمهري impassively بي نشان دادن احساس درد يا عاطفه، بطور تالم ناپذير، ازروي بي عاطفگي cold-blooded خون سرد، بي عاطفه، عاري ازاحساسات obdurate سخت دل، بي عاطفه، سر سخت apathetic بي حس، بي عاطفه، خونسرد cold-hearted خون سرد، بي عاطفه dead-hearted سنگدل، بي عاطفه soulless بيروح، بي عاطفه cold blooded خونسرد، بي عاطفه . pachyderm جانورستبر پوست، ادم بي عاطفه ice berg کوه يخ، آدم بي عاطفه insensate بيحس، بيجان، بي عاطفه insensitive بيحس، غير حساي، بي عاطفه insensitivity بيحس، غير حساي، بي عاطفه iceberg توده ء يخ شناور، کوه يخ، آدم بي عاطفه impassibly بطور تالم پذير، بي نشان دادن احساس درد، بي نشان دادن عاطفه insensible نامحسوس، جزئي، اهسته impassive در ناکش، تالم ناپذير، بيحس