بی کفایت معنی انگلیسی incompetent inefficient shiftless unable واژههای انگلیسی با این معنی inefficient بي کفايت، ناقابل، بي عرضه slouch ادم بيدست وپايابيکاريا بي کفايت، گام برداري با سر خميده shiftless بيدست وپا، بي کفايت، بي تدبير incompetent ناشايسته، بي لياقت، بي کفايت incapacious ضعيف، ناقص، عاجز insufficient کم، نابسنده، نارسا inadequate نامناسب، ناکافي، نارسا incommensurateness عدم کفايت، بي تناسبي، نداشتن اندازه يا مقياس مشترک insufficience کمي، عدم کفايت، نابسندگي inadequacy بي کفايتي، ناشايستگي، عدم کفايت