بیرون بردن معنی انگلیسی evacuate واژههای انگلیسی با این معنی bring off بيرون بردن، از تهمت تبرئه شدن، به نتيجه موفقيت اميزي رسيدن. unsphere از مدار خود خارج کردن، از حوزه ي خود بيرون بردن export بيرون فرستادن، صادرکردن، بيرون بردن protrude جلو بردن، پيش بردن، بيرون انداختن takeout عمل در آوردن يا بيرون آوردن، براي خريدن و بردن به منزل، بردني draw کشيدن، بيرون کشيدن، درهم کشيدن