بیرون ریختن معنی انگلیسی discharge effuse empty evacuate shed teem vent void dump واژههای انگلیسی با این معنی outpour بيرون ريختن، روان شدن، جاري شدن gravity extraction بيرون ريختن يا پرتاب بار از هواپيما با، استفاده از سقوط آزاد scupper سوراخ درجدارکشتي براي بيرون ريختن اب از، عرشه emit بيرون دادن، خارج کردن، بيرون ريختن teem تهي کردن، خالي کردن، بيرون ريختن exhale بيرون دادن، براوردن، تبخيرکردن jet جت، کهرباي سياه، سنگ موسي perspire خوي ريختن، عرق کردن، بيرون کردن