تابعیت
معنی انگلیسی
citizenship nationality
واژههای انگلیسی با این معنی
- subordination تابعيت، وابستگي، زير دستي
- allegiance تابعيت، وفاداري، تبعيت
- document of nationality سند تابعيت
- renouncement of citizenship ترک تابعيت
- nationality law قانون تابعيت، قانون حاکم بر تابعيت
- dual nationality تابعيت مضاعف
- diversity of citizenship اختلاف تابعيت
- naturalize حق تابعيت دادن، بومي شناختن، بومي شناختن
- declaration of intention درخواست تابعيت، اظهاريه تمايل به پذيرش تابعيت
- expotriate someone ترک تابعيت کردن
- stateless person شخصي که تابعيت کشور را ندارد، شخص فاقد اوراق تابعيت
- jus sanguinis قانوني که بموجب ان تابعيت فرزند از روي، تابعيت والدينش معين ميگردد.
- nationalities مليت، تابعيت، ميهن پرستس
- nationality مليت، تابعيت، ميهن پرستس
- citizenship اهليت، تابعيت، بومي بودن
- denaturalize ارتابعيت دراوردن، ازحقوق تابعيت محروم کردن، غيرطبيعي کردن
- subordinative تابع قرار دهنده، حاکي از تابعيت يا زير دستي
- opt اختيار گزينش داشتن، در انتخاب تابعيت اختيار داشتن
- naturalization بومي سازي، اهل کشور سازي، اعطاي تابعيت
- adherently طرفدارانه، هواخواهانه، ازروي تابعيت
- sequence توالي، ترادف، تسلسل
- sequentiality توالي، ترادف، تسلسل
- sequentially توالي، ترادف، تسلسل
- nationalize ملي کردن، بشکل ملت در آوردن، بدست ملت دادن