تاریک کردن معنی انگلیسی bedim darken obscure shades واژههای انگلیسی با این معنی becloud تاريک کردن، ابري کردن، تار کردن overshadow تاريک کردن، تيره کردن، مبهم ساختن darken تاريک کردن، نابيناکردن، مبهم کردن obtenebrate تاريک کردن، سايه افکندن بر darken ship تاريک کردن ناو (دريايي) obfuscate تيره کردن، تاريک کردن، تيره کردن obfuscatory تيره کردن، تاريک کردن، تيره کردن dim تار، تاريک، تيره darkle تاريک شدن، تاريک نمودن، پنهان ماندن