تاکید
معنی انگلیسی
accent accentuation emphasis stress
واژههای انگلیسی با این معنی
- accentuation تاکيد، صدا، بکار بردن آيين تکيه صدا
- emphases تاکيد، اهميت، قوت
- emphasis تاکيد، اهميت، قوت
- dual intensity تاکيد علائم خاص
- overemphasis تاکيد بيش از حد.
- overemphasize بيش از حد تاکيد کردن.
- sforzando با تاکيد و شدت ناگهاني، آهنگ داراي بخشهاي پر تاکيد و شديد
- backbeat تاکيد اصلي که بر ضرب دوم و چهارم داده شود
- tolay street on اهميت دادن، تاکيد کردن، با تکيه تلفظ کردن
- play up اطمينان دادن به، تاکيد کردن.
- corroboration تاييد، تقويت، تاکيد
- accentuate با تکيه تلفظ کردن، تکيه دادن، تاکيد کردن
- kerygma موعظه درباره ي انجيل، تبشير انجيل، تاکيد برانجيل
- Pentecostal وابسته به عيد پنجاهه، وابسته به هريک از فرقه هاي اصول گراي، مسيحي که الهام روحالقدس را مورد تاکيد قرار
- accentual مربوط به تکيه صدا، تکيه دار، لهجه اي
- intensively زياد، سخت، بشدت
- iteration تکرار، باز گويي، دوباره گويي
- accented تکيه صدا، نشان تکيه صدا، لهجه
- accenting تکيه صدا، نشان تکيه صدا، لهجه
- accents تکيه صدا، نشان تکيه صدا، لهجه
- forcibly به زور، عنفاً، به اجبار
- declaratory statute قانون اعلامي، قانون تاکيدي، قانوني است که محتوي مطلب جديدي نيست
- potsdom agreement موافقتنامه پوتسدام، موافقتنامه منعقده بين امريکا و شوروي، و انگليس پس از پايان جنگ جهاني دوم
- stress فشار، کوشش، تقلا