تجهیز معنی انگلیسی equipment واژههای انگلیسی با این معنی accoutrements تجهيز، آماده mobilizable قابل تجهيز fit out تجهيز کردن rearmament تجهيز با اسلحه نوين rearming تجهيز کردن بااسلحه نوين، تجديد جنگافزار، کردن retool مجددا با ابزار تجهيز کردن.، نوسامان کردن، نوسازمان کردن mobilization بسيج، تجهيز mobilization of savings بسيج پس انداز، تجهيز پس انداز mobilize بسيج دادن، آماده جنگ کردن، تجهيز کردن enarm مسلح کردن، مسلح شدن، آماده کارزار کردن activate بکار انداختن، تحريک کردن، سوق دادن