ترش معنی انگلیسی acerbic acid acidic acidulous sour tart واژههای انگلیسی با این معنی sour ترش، تند، ترشرو acerbic ترش، حامض، ترشرو acid ترش، حامض، ترشرو acetous ترش، سرکه اي، مولدجوهر سرکه acetose ترش، سرکه اي، مولدجوهرسرکه acerb ترش، دبش، گس acidifier ترش کن، مايه حموضت، ترش کننده sourish لب ترش، مايل به ترشي، به ترشي زننده bisulphate گل ترش acidified ترش کردن، اسيد کردن، حامض کردن acidifies ترش کردن، اسيد کردن، حامض کردن acidify ترش کردن، اسيد کردن، حامض کردن kraut کلم ترش. tartish کمي ترش. sourdough خمير ترش.، رجوع شود به leaven، کوچنشين sourball آبنبات ترش acescent مايل به ترش، ميخوش acetifier ترش کننده . lemon drop آب نبات ترش lemon-drop آب نبات ترش sweet and sour ترش وشيرين. tartrated داراي جوهر ترش، آميخته با اسيد تارتاريک labrusca وابسته به انگور ترش sour ball کلوچه سخت ترش مزه .