تسریع
معنی انگلیسی
speedup
واژههای انگلیسی با این معنی
- expedition تسريع، انجام کاري بشتاب، سرعت
- speedup تسريع، ازدياد توليد يا سرعت وغيره .
- speed up تسريع.
- accelerator board تخته تسريع، برد تسريع، تخته شتابنده
- accelerative تسريع کننده، مستعجل، شتابي
- acclerating تسريع کننده
- expedite تسريع کردن (در)، پيش بردن، شتابانيدن
- expeditor تسريع کردن (در)، پيش بردن، شتابانيدن
- accelerant ماده تسريع کننده، کاتاليزور
- accelerating agent ماده تسريع کننده، کاتاليزور
- thromboplastic تسريع کننده انعقاد خون.، وابسته به لخته سازي يا لخته ساز
- procedendo حکم پادشاه در مورد تسريع دادرسي به، قاضي يي که صدور راي را به تاخير انداخته، است
- cardio-accelerator تند کننده قلب عاملي که اعمال قلب را تسريع کند
- accelerate شتاباندن، تسريع کردن، تند کردن
- festinate شتابانيدن، تسريع کردن، پيش انداختن
- accelerunt شتاباننده، تسريع کننده
- stepped up تشديدشده، تسريع شده .
- vernalize گل دادن، ميوه اوري را تسريع کردن.
- STA = serum thrombotic accelerator، تسريع کننده سرم ترمبوتيک.
- Ac-G مخفف ( accelerator globulin)، بمعني گلبولين تسريع کننده
- accelerator ماده معيني که به بتن اضافه ميشود تا، مقاوم شدن بتن را در مراحل اوليه تسريع، نمايد . کلرور کلسيم تا دو درصد يکي از
- thiaminase تياميناز، انزيمي که از بين بردن تيامين را تسريع ميکند.
- hasten شتابانيدن، شتاباندن، تسريع کردن
- acceletor شتاباننده، شتابنده، تسريع کننده