تسویه
معنی انگلیسی
liquidation
واژههای انگلیسی با این معنی
- settlement day روز تسويه، روز واريز، روز پرداخت
- realization account حساب تسويه، حساب تبديل دارائي هاي شرکت، به پول نقد
- effective treatment تسويه کارا، تسويه موثر
- judicial settlement تسويه قضايي، حل اختلاف قضايي
- biological treatment تسويه زيستي، کرد و کار زيستي
- adjuster تسويه کننده، ميزان کننده
- automatic treatment تسويه خودکار
- settlement of credit تسويه اعتبار
- offscouring چيز تسويه شده، کثافت و اشغال بيرون انداخته .، آدم وا زده
- amicable settlement تسويه دوستانه
- retiring a bill براتي را تسويه کردن
- chemotrophic treatment تسويه خوراک ساخت شيميايي
- settlement by abandonment تسويه در نتيجه صرفنظر شدن از مطالبات
- pacific settlement تسويه نزاع يا مسئله اي به صورت مسالمت، آميز، حل مسئله اي از طرق مسالمت آميز
- transfer processing امور اداري نقل و انتقال و تسويه حساب با، يکان اوليه براي انتقال به يکان ديگر
- settlement terms شرايط پرداخت، شرايط تسويه
- settlement of disputes حل اختلاف، تسويه منازعات
- clearing house اطاق پاياپاي، دفتر تسويه حساب
- pay up تمام وکمال پرداختن، حساب هاي معوقه را تسويه کردن.
- clearing تهاتر، پابپاکردن، تسويه
- disburdening تهاتر، پابپاکردن، تسويه
- disembarrassing تهاتر، پابپاکردن، تسويه
- pay off پرداخت کردن (تمام ديون)، تاديه کردن، تسويه کردن
- adjustment تعديل، تنظيم، تطبيق