تسکین معنی انگلیسی alleviation mitigation palliation relief sedation solace واژههای انگلیسی با این معنی propitiation تسکين، ارام سازي، کظم غيظ alleviation تسکين، تخفيف، فرونشاني sedation تسکين. alleviat تسکين درد، تخفيف، فرو نشاني relieving anode آند تسکين placative تسکين پذير، اشتي کننده . propitiator تسکين دهنده، دلجويي کننده . palliator تسکين دهنده، کاهش دهنده . pacifiable تسکين پذير. pacification فرونشاني، تسکين، ژرامش assuagement فرونشاني، تسکين، تخفيف appeasement فرونشاني، تسکين، آرامش soothe آرام کردن، تسکين دادن، دل (کسيرا) بدست آوردن misally به طور ناجور يا غلط فرونشاندن يا، تسکين دادن placate ارام کردن، تسکين دادن، باخودهمراه کردن propitiable ارام کننده، قابل تسکين، استمالت پذير. quieten ارام کردن، تسکين دادن، ساکت کردن. placable نرم شدني، تسکين پذير، باگذشت appeaser دلجويي کننده، تسکين بخش. palliation ارامش موقتي، تسکين موقتي، نخفيف placability نرمي، تسکين پذيري inappeasable ارام ناپذزر، تسکين ناپذير، غير قابل تسکين insatiability سيري ناپذير، تسکين ناپذيري inextinguishably بطور خاموش نشدني، بطور تسکين ناپذير