propitiator معنی فارسی تسکين دهنده دلجويي کننده . واژههای دیگر با معنی «تسکين دهنده» palliator تسکين دهنده، کاهش دهنده . tranquilizer مسکن، داروي تسکين دهنده . anodyne آرام کننده، درد نشان، تسکين دهنده pacifier ارام کننده، فرو نشاننده، تسکين دهنده demulcent مرهم اسا، ارام بخش، تسکين دهنده antalgic آرام کننده، درد نشان، تسکين دهنده soothing ارامش بخش، ارامي بخش، داراي اثر تسکين دهنده