تشبیه معنی انگلیسی allegory analogy comparison واژههای انگلیسی با این معنی simile تشبيه similize تشبيه گفتن، تمثيل اوردن، تشبيه کردن anthropomorphically تشبيه انساني anthropomorphism تشبيه انساني assimilation جذب وتحليل (غذا در بدن)، تشبيه، يکساني parallelize برابر کردن، تشبيه کردن، جفت کردن prallelize برابر کردن، تشبيه کردن، موازي کردن liken مانند کردن، تشبيه کردن simulated شبيه ساخته، تشبيه شده . prefiguration or prefigurement نمايش قبلي، تشبيه از پيش، تصور قبلي simulator شبيه ساز، تشبيه کننده . analogize قياس کردن، مطابقه کردن، قياس به کار بردن similitude شباهت، صورت، بيرون oppose ضديت کردن با، اعتراض کردن بر، ضد قرار دادن oppositional ضديت کردن با، اعتراض کردن بر، ضد قرار دادن renitence ضديت کردن با، اعتراض کردن بر، ضد قرار دادن resemble مانند بودن به، شبيه بودن به، شباهت داشتن به compare برابرکردن، تطبيق کردن، مقايسه کردن