تصحیح کردن معنی انگلیسی correct proofread rectify واژههای انگلیسی با این معنی proofread تصحيح کردن، غلط گيري کردن، نمونه خواني کردن emend اصلاح کردن، تصحيح کردن، درست کردن emendate اصلاح کردن، تصحيح کردن، درست کردن red pencil عيب گرفتن، تصحيح کردن. refile تجديد نظر در متن پيامها براي ارسال، تصحيح و مرتب کردن متن پيامهاي ارسالي rectified درست کردن، اصلاح کردن، تصحيح کردن rectifies درست کردن، اصلاح کردن، تصحيح کردن rectify درست کردن، اصلاح کردن، تصحيح کردن castigate تنبيه کردن، زدن، تصحيح عبارتي کردن در castigator تنبيه کردن، زدن، تصحيح عبارتي کردن در