دیکشنری فارسی

emendate

معنی فارسی

اصلاح کردن تصحيح کردن درست کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ē´men dāt´, -mǝn-;ē men´dāt, i-/vt.

رجوع شود به : emend

واژه‌های دیگر با معنی «اصلاح کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن