دیکشنری فارسی

revise

UKrivaiz USrı'vaız

معنی فارسی

تجديد نظر کردن (در) ، اصلاح کردن ، اصلاح کردن ،

اصلاح نمودن

معنی کامل و مثال‌ها

/ri vīz´/n., vt.

● (با دقت خواندن و) اصلاح کردن، بازبینی کردن، بازنویسی کردن، بازپیرایی کردن، باز ویراستن، تجدید نظر کردن

a revised edition of this book

چاپ تجدید نظر شده‌ی (باز ویراسته‌ی) این کتاب

to revise a text

متن را اصلاح کردن

● تغییر دادن، تعدیل کردن

to revise tax rates

میزان مالیات‌ها را تغییر دادن

● رجوع شود به: revision

● (چاپ) نمونه‌ی غلطگیری شده

● (درس و غیره) دوره کردن، مرور کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. the act of rewriting something
  2. make revisions in “revise a thesis” “Somebody ----s something”
  3. revise or reorganize, especially for the purpose of updating and improving “We must retool the town's economy” “Something ----s” “Somebody ----s” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

I. verb active
1. Review, re examine, reconsider.
2. Alter, amend, review.
II. noun
Revision, re examination, correction.

واژه‌های دیگر با معنی «تجديد نظر کردن (در)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن