دیکشنری فارسی

retry

UKritriː USrıt'raı

معنی فارسی

تجديد نظر کردن (در) ، دوباره محاکمه کردن ،

دوباره ازمايش کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. hear or try a court case anew “Somebody ----s something” “They want to retry the prisoners”

واژه‌های دیگر با معنی «تجديد نظر کردن (در)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن