تعدیل
معنی انگلیسی
adjustment modification realignment
واژههای انگلیسی با این معنی
- adjustment تعديل، تنظيم، تطبيق
- modulation تعديل صدا، تلحين، تحرير
- adjustment method روش تعديل
- method of adjustment روش تعديل
- modulate تعديل کردن، ميزان کردن، بمايه در آوردن
- modulative تعديل کردن، ميزان کردن، بمايه در آوردن
- modulatory تعديل کردن، ميزان کردن، بمايه در آوردن
- adjustable قابل تعديل، ميزان کردني، درست کردني
- lump sum redistribution تعديل يکجا
- price adjustment تعديل قيمت
- modulator تعديل کننده، ميزان کننده، تحرير دهنده
- coordinator تعديل کننده، هم اهنگ کننده .
- sliding-scale ميزان تعديل
- stock adjustment تعديل موجودي، تطبيق موجودي
- address adjustment تعديل نشاني.
- readjust دوباره تعديل.
- thermostat الت تعديل گرما
- thermostatic الت تعديل گرما
- thermostatically الت تعديل گرما
- demand accommodation تعديل درخواستها، تنظيم تقاضاي يکانها با موجودي انبار
- adjustable dimension بعد تعديل پذير.
- corrector magnet آهنرباي تعديل کن، آهنرباي مصحح
- modification factor ضريب تعديل کننده
- moderator variable متغير تعديل کننده