تعرض معنی انگلیسی aggression offense offensive offensiveness واژههای انگلیسی با این معنی remostrate تعرض کردن، با تعرض و نکوهش گفتن remonstrative تعرض اميز، نکوهش اميز non-aggression pact قرارداد عدم تعرض، قرارداد عدم تجاوز expostulate دوستانه تعرض کردن، سرزنش دوستانه کردن، عتاب کردن counteroffensive تعرض وحمله متقابل، حمله تعرضي متقابل. remonstrate تعرض کردن (با دليل) با تعرض ونکوهش گفتن، سرزنش کردن، ملامت کردن agression پرخاشگري، تعرض، تجاوز aggress تجاوزکردن، تعرض کردن، حمله کردن remonstrant نکوهش آميز، تعرض آميز، نکوهش کننده remonstratingly نکوهش کنان، تعرض کنان remonstrator نکوهش کننده، تعرض کننده، معترض pact of non-aggression پيمان عدم تجاوز، قرار داد عدم تعرض remonstrance سرزنش، نکوهش، تعرض aggression تجاوز، تخطي، تعرض expostulation سرزنش دوستانه، عتاب نصيحت اميز، تعرض remonstration نکوهش، سرزنش، تعرض expostulatory عتاب اميز، سرزنش اميز، تعرض اميز molestation آزار، اذيت، ممانعت bobbery اضطراب، بهم خوردگي، اغتشاش