تلو تلو معنی انگلیسی lurch واژههای انگلیسی با این معنی tolu تلو stagger تلو تلوخوردن، يله رفتن، گيج خوردن staggeringly تلو تلوخوردن، يله رفتن، گيج خوردن waggly فرفره وار، تلو تلو خور، چرخنده . waddler کندرو، تلو تلو خور. wamble چرخ زدن، غلت زدن، تلو تلوخوردن tinct. = tincture، تنتور، محلول الکلي يا هيدروالکلي که از يک داروي