تماشاچی معنی انگلیسی onlooker spectator viewer واژههای انگلیسی با این معنی railbird تماشاچي، مشاهده گر، محقق spectate تماشاچي بودن، حضر وناظر بودن. spectatress تماشاچي مونث. spectator تماشاگر، تماشاچي، بيننده onlooker ناظر، تماشاچي، مراقب by-stander ناظر، تماشاچي looker-on ناظر، تماشاچي sideliner ادم کناره گير، تماشاچي. looker on بيننده، ناظر، تماشاچي