تندرستی معنی انگلیسی fitness health healthfullness wholesomeness واژههای انگلیسی با این معنی wellbeing تندرستي، سلامتي و خوشي، خوشبختي health تندرستي، بهبودي، سلامت healthiness تندرستي، سلامت، صحت soundness تندرستي، صحت، درستي good health تندرستي، صحت مزاج bill of health گواهي تندرستي، گواهي صحت مزاج Hygeia دارگونه ء تندرستي، رب النوع صحت - تندرستي healthfulness سودمندي براي تندرستي، صحت بخش hygeian وابسته به دارگونه ء تندرستي، مربوط به رب النوع صحت، بهداشت health insurance بيمه بهداشت، بيمه تندرستي insalubrious ناسازگار، بد براي تندرستي، صحت خراب کن healthfully بطورصحت بخش، چنانکه تندرستي بخشد، سودمندانه salubriously بطور ساز گار يا گوارا، بطورسالم، چنانکه تندرستي اورد healthier تندرست، سالم، صحت بخش healthiest تندرست، سالم، صحت بخش insalubrity ناسازگاري 7 بدي، بد اب و هوايي، زيان valetudinary مريض، عليل، وسواسي