تندرو معنی انگلیسی express fanatic fast hard-line radical immoderate rabid rapid spanking winged واژههای انگلیسی با این معنی swift تندرو، تند، سريع swift footed تندرو، بادپا swift of foot تندرو، تندپا posthaste پيک تندرو، فوري، اني ocean greyhound کشتي تندرو flyboat کرجي تندرو. express train قطارويژه تندرو ocean grevhound کشتي مسافري تندرو pocket battleship رزم ناوسبک و تندرو radical economists اقتصاددانان راديکال (تندرو)، منظور، گروهي از اقتصاددانان کلاسيک مانند مالتوس expressage حمل يافرستادن باوسايل تندرو fast تند، تندرو، باوفا extrimist افراطي، تندرو، فزونرو. scorching سوزاننده، تندرو light of foot سبک پا، تندرو fleet-footed بادپا، تندرو swift-footed بادپا، تندرو wingfooted باد پا، تندرو speedster بادپا، تندرو.، سريعالسير quick time سر قدم بلند، قدم تندرو، قدم تند courser سمند، اسب تندرو، اسب بادپا whippet يکجور سگ کوچک که بتازي ميماند......، يکجور تانک سبک و تندرو hush-ship کشتي جنگي که درجنگ بزرگ پيشين نهاني ساخته، شده و بسيار کلان و تندرو بود expeditious سريع، زودرو، تندرو