دیکشنری فارسی

scorching

UKskɔːtʃiŋ US'skɔ:tʃıŋ

معنی فارسی

سوزاننده تندرو

تعریف انگلیسی

adverb
  1. hot and dry enough to burn or parch a surface “scorching heat”
  2. capable of causing burns “it was scorching hot”

واژه‌های دیگر با معنی «سوزاننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن