دیکشنری فارسی

burner

UKbəːnər US'bə:nə

معنی فارسی

سوزاننده پزنده سرپيچ

معنی کامل و مثال‌ها

/bu_rn´ǝr/n.

● (در چراغ خوراک‌پزی و بخاری و کوره و غیره) دهانه یا زبانه‌ای که آتش یا حرارت از آن بیرون می‌آید، فتیله، چراغ، شعله، سوختگر، دیگدان، آتشدان

put the pot on the burner

دیگ را روی چراغ بگذار.

● دستگاه سوزاندن (زباله و غیره)، دستگاه سوختگر

تعریف انگلیسی

noun
  1. an apparatus for burning fuel (or refuse) “a diesel engine is an oil burner”
  2. the heating elements of a stove or range on which pots and pans are placed for cooking “the electric range had one large burner and three smaller one”

واژه‌های دیگر با معنی «سوزاننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن