burner
UKbəːnər
US'bə:nə
معنی فارسی
سوزاننده پزنده سرپيچ
معنی کامل و مثالها
/bu_rn´ǝr/n.
● (در چراغ خوراکپزی و بخاری و کوره و غیره) دهانه یا زبانهای که آتش یا حرارت از آن بیرون میآید، فتیله، چراغ، شعله، سوختگر، دیگدان، آتشدان
put the pot on the burner
دیگ را روی چراغ بگذار.
● دستگاه سوزاندن (زباله و غیره)، دستگاه سوختگر
تعریف انگلیسی
noun
- an apparatus for burning fuel (or refuse) “a diesel engine is an oil burner”
- the heating elements of a stove or range on which pots and pans are placed for cooking “the electric range had one large burner and three smaller one”