ته نشست معنی انگلیسی dregs sediment واژههای انگلیسی با این معنی precipitate ته نشست، رسوب، ته نشين sediment ته نشست، لاي، رسوب electrodeposit ته نشست برقي، قالبگيري برقي، برق افکني diastem ته نشست درنگ، فروايست calcareous deposit ته نشست آهکي lime deposite ته نشست آهکي oil residue ته نشست روغن rate of deposition سرعت ته نشست furnace deposits ته نشست هاي کوره lacustrine sediment ته نشست درياچه اي electrolytic deposition ته نشست الکتروليتي، متاليزه گرداني گالوانيکي speleothem ته نشست فلزي در غار placer ته نشست رودخانه که زرياموادسودمند، ديگردران يافت شود، رسوب معدن دار precipitated rocks سنگهاي رسوبي، سنگهاي ته نشست lahar گلرود، رسوب يا ته نشست گلرودي deposition گواهي نويسي، گواهي نوشته، ته نشست faeces براز، مدفوع، ته نشست feces براز، مدفوع، ته نشست subsidence نشست، فرو نشيني، آرامش