feces
UKfesiz
US'fi:'si:z
معنی فارسی
براز مدفوع ته نشست
معنی کامل و مثالها
/fē´sēz´/n.pl.
● (در انگلیس : faeces) مدفوع (انسان یا حیوان)، گه، عن، ککه، سرگین، فضله، پشگل، تپاله
تعریف انگلیسی
noun
- solid excretory product evacuated from the bowels