تهاجم معنی انگلیسی aggression assault invasion واژههای انگلیسی با این معنی tailback بک تهاجم incursive تهاجم کننده، تهاجمي، تاخت و تاز اميز lock forward هرکدام از دو نفر خط تهاجم در طرفين، ردکننده توپ (رگبي) foray تاخت و تاز، تهاجم، تهاجم کردن irrupt تاخت و تاز، تهاجم، حمله ناگهاني irruption تاخت و تاز، تهاجم، حمله ناگهاني irruptively تاخت و تاز، تهاجم، حمله ناگهاني inburst تاخت وتاز، تهاجم، استيلا incursion تاخت و تاز، تهاجم، تاراج inruption تاخت وتاز، تهاجم، استيلا inroad تاخت و تاز، تهاجم، تعدي filibuster نظامي غارتگر، کسيکه بدون اجازه در تهاجم بدولت ديگري شرکت، ميکند inbreak تاخت و تاز، هجوم، تهاجم overrun تاخت و تاز کردن در، تاراج کردن، تهاجم کردن aggro احساس پرخاشگري، ستيزگري، تعدي و تهاجم raid تاخت وتاز، تاخت، حمله agression پرخاشگري، تعرض، تجاوز offensively بطور برخورنده، بطور اهانت آميز، بطور ناگواريا بد offensiveness بر خورندگي، اهانت آميزي، بدي invasion تاخت و تاز، هجوم، استيلا