توصیف
معنی انگلیسی
characterization description narration
واژههای انگلیسی با این معنی
- qualification توصيف، تعريف، صفت
- descriptor توصيف گر، شرح دهنده، واصف
- false description توصيف غلط
- qualifies توصيف کردن، تعريف کردن، داراي شريط لازم کردن
- qualify توصيف کردن، تعريف کردن، داراي شريط لازم کردن
- job description توصيف شغلي
- data descriptor توصيف گر داده ها
- task state descriptor توصيف گر حالت کار، توصيف کننده وضعيت وظيفه
- chorography علم توصيف وترسيم کشورها، شرح بلارد
- characterization توصيف بانشانهاياصفات اختصاصي
- characterize توصيف کردن (بانشانهاي اختصاصي)، مشخص کردن
- portrayal نمايش (روشن) تشريح، توصيف، تصوير
- describe شرح دادن، توصيف کردن، تعريف کردن
- qalified واجد شرايط، توصيف شده .
- indescribable وصف ناپذير، توصيف نکردني، شرح ناپذير
- portray تصوير کشيدن، خوب توصيف کردن، خوب نمايش دادن
- morphophonemics واج واژک شناسي، توصيف واژ واجي
- CCITT V.24 در ارتباطات داده سري اي از استانداردها، است که خصوصيات رابط را توصيف مي کند
- description شرح، وصف، توصيف
- descriptive توصيفي، تشريحي، دربردارنده توصيف
- dictatorship of proletariat خودکامگي کارگري (ديکتاتوري پرولتاريا)، اصطلاحي است که بوسيله کارل مارکس براي، توصيف مرحله اي از سوسياليسم بکار برده
- delineate طرح کردن، کشيدن، رسم کردن
- delineative طرح کردن، کشيدن، رسم کردن
- zoography شرح جانوران، شرح حيوانات، جانور شناسي تطبيقي