توصیفی معنی انگلیسی descriptive expository واژههای انگلیسی با این معنی descriptive توصيفي، تشريحي، دربردارنده توصيف qualificative توصيفي، کلمه ياعبارت توصيفي adjective of quality صفت توصيفي descriptive statistics آمار توصيفي qualifying symbols علايم توصيفي، نمادهاي توصيفي descriptive economics اقتصاد توصيفي narrative relief نقش برجسته توصيفي، نقش برجسته روايتي floristry شاخه اي از علم گياه شناسي توصيفي که، درباره تعداد وگروه هاي گياهي بحث ميکند. zoographic وابسته به جانور شناسي تطبيقي و توصيفي zoographical وابسته به جانور شناسي تطبيقي و توصيفي non restrictive غير تحديدي، توصيفي determinative تعيين کننده، نشان توصيفي، صفت positive economics اقتصاد مثبت، اقتصاد توصيفي، اقتصاد modifier تغيير دهنده، اصلاح کننده، تعديل دهنده