تکه پاره معنی انگلیسی fragmentary wreck واژههای انگلیسی با این معنی snippy پست، تند، تيز tatter تکه پارچه، لباس پاره پاره، ژنده پوش mammock تکه، پاره، بريده fragment پاره، خرده، قطعه fragmentation پاره، خرده، قطعه fragmental پاره پاره، تکه تکه، جزء جزء framentary پاره پاره، تکه تکه، شکسته Fr مخفف:، پاره، تکه quarry stone تکه سنگ، پاره سنگ