تکی معنی انگلیسی individual solo loneliness single singleness unity واژههای انگلیسی با این معنی pas seul رقص تکي، رقص تکنفري. solitaire نگين تکي، گوشواره يا نگيني که داراي يک گوهر باشد، بازي يکنفره unit price بهاي تکي، قيمت واحد، في cell زندان تکي، سلول، پيل single life زندگي تکي، انفرادي single reduction تقليل سرعت تکي individualism اصول استقلال تکي، ازرادي افراد در سياست و اقتصادخود پسندي individualist طرفدار استقلال تکي individualistic مبني بر استقلال تکي odd pinnate داراي يک برگ تکي در نوک pinpoint photograph عکس تکي يا زوجي يک شيئي يا هدف internal attack تک داخلي يا تک از داخل (تکي که بوسيله، نيروهاي شورشي داخلي انجام مي شود) stern attack در رهگيري هوايي تکي که هواپيماي تک کننده، با زاويه 45 درجه يا بيشتر به هدف انجام، مي دهد single تک، تکي، يگانه individual انفرادي، تکي، فردي loneliness تنهايي، تکي، غريبي pavilion چادر گرد، ياختمان تکي، کلاه فرنگي resonator اسباب ارتعاش (يا پيچش صدا)، آلتي که صداي تکي را جواب ميدهد azygous بي جفت، تک، تکي singularity غرابت، شگفتي، اختصاص phone صدا، صداي ساده، صداي تک segregation جداسازي، تفکيک، تجزيه monodies ماتم نامه، مرثيه، نوحه monody ماتم نامه، مرثيه، نوحه