تیراندازی
معنی انگلیسی
shot
واژههای انگلیسی با این معنی
- shooting تيراندازي، شکار با تفنگ، تير
- archery تيراندازي، کمانداري، تيروکمان
- gunning تيراندازي، شکار
- dry sum مشق تيراندازي، تمرين، مشق پاي قبضه
- order of fire روش تيراندازي، ترتيب توالي آتش، ترتيب احتراق موتور
- methode of fire روش تيراندازي، روش اجراي تيراندازي (توپخانه)
- combat firing تيراندازي جنگي، تمرين تيراندازي رزمي
- handbow کمان تيراندازي
- firing area منطقه تيراندازي، نقطه شروع انفجار مين، ميدان تير
- skeet تمرين تيراندازي، تمرين شکار
- horseback archery تيراندازي سواره
- shooting gallery سالون تيراندازي
- field archery تيراندازي صحرايي
- verification fire تيراندازي آزمايشي، تير آزمايشي، تيراندازي که براي تشخيص خطاي توپ انجام
- pit detail کمک مربي تيراندازي
- delivery error اشتباه در تيراندازي، اشتباه پرتاب، اشتباه در سيستم پرتاب
- target arrow تير مخصوص تيراندازي
- shelling report گزارش تيراندازي دشمن، گزارش تيراندازي توپخانه دشمن
- columbia round تيراندازي مخصوص زنان
- fire lane مسير تيراندازي دريايي، مسير پاک شده تيراندازي
- live fire تيراندازي با تير جنگي، تيراندازي با فشنگ جنگي
- field roving course مسابقه تيراندازي جنگلي
- range firing تيراندازي در ميدان تير
- squeeze off تيراندازي با فشار ماشه