جامد
معنی انگلیسی
concrete dry solid
واژههای انگلیسی با این معنی
- heavyset جامد، سخت ه، چهارشانه
- solid جامد، بسته، منجمد
- sediment discharge بده جامد
- thickened fuel سوخت جامد، سوخت تغليظ شده
- soild state حالت جامد
- solid fuel سوخت جامد
- solid propellant سوخت جامد
- solid state حالت جامد
- stereotaxis جامد آرايي، چسبش پذيري
- semisolid نيمه جامد.
- soild solution محلول جامد
- solid solution محلول جامد
- stereotropism جامد گرايي
- crystalin solid جامد متبلور
- monoatomic solid جامد تک اتمي
- solid support تکيه گاه جامد
- solid state diffusion پخش حالت جامد.
- solid state physics فيزيک حالت جامد
- solidified جامد کردن يا شدن، سفت کردن يا شدن، سخت کردن يا شدن
- solidifies جامد کردن يا شدن، سفت کردن يا شدن، سخت کردن يا شدن
- solidify جامد کردن يا شدن، سفت کردن يا شدن، سخت کردن يا شدن
- solid state component مولفه حالت جامد.
- solid state device دستگاه حالت جامد
- solid state cartridge کارتريج حالت جامد، کارتريج نيمه هادي