جای دیگر
معنی انگلیسی
elsewhere
واژههای انگلیسی با این معنی
- otherwhere جاي ديگر
- otherwhence از جاي ديگر
- aliunde ازيک جاي ديگر، از منبع ديگر
- autograft نسج پيوند شده که از جاي ديگر خود بيمار، به دست آمده است، خود پيوند
- allochthonous غير بومي، از جاي ديگر، دگربوم
- reseat دوباره نشاندن، در جاي ديگر نشاندن، نشيمنگاه تازه دادن
- substitutional عوضي، جاي چيز ديگر گذاشته شده
- preoccupiedly با حواس پريشان، با داشتن حواس در جاي ديگر، بطور شيفته
- rookeries (جاي جمع شدن) گروه کلاغان، جاي اجتماع برخي پرندگان ديگر چون ماهي خوار
- rookery (جاي جمع شدن) گروه کلاغان، جاي اجتماع برخي پرندگان ديگر چون ماهي خوار
- reinvest دوباره گماشتن، دوباره دارا کردن، در جاي ديگر گذاشتن
- HFS حروف اختصاري Hierarchical File System (به مفهوم، سيستم فايلي سلسله مراتبي)، يک سيستم فايلي
- LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع)
- OLE با تلفظ ((الي))، سرنام عبارت "object linking and، " embedding روشي براي انتقال و تبادل اطلاعات بين
- buyout خريد يک جاي شرکت يا موسسه توسط، کارمندان، خود موسسه يا موسسه ي ديگر
- also eligible اسبي که درصورت حذف يک اسب ديگر ميتواند، جاي آنرا بگيرد