جسارت معنی انگلیسی audaciousness boldness impertinence presumption temerity واژههای انگلیسی با این معنی impertinency جسارت، فضولي، گستاخي hardihood جسارت، بي باکي، خوش بنيگي effronteries جسارت، گستاخي، بيشرمي effrontery جسارت، گستاخي، بيشرمي impertinence (impertinency) جسارت، فضولي، گستاخي perkiness گستاخي جسارت، خودنمايي outrageously بطور جسارت آميز، بي شرفانه، تجاوز کارانه venture جرات، جسارت، مخاطره forwardness گستاخي، جسارت، اشتياق bearding جرات، جسارت، باجرات presumptuousness گستاخي، جسارت، خود بيني daring جرات، جسارت، باجرات hardiment گستاخي، جسارت، خوش بنيگي pertness گستاخي، جسارت، فضولي presumingly بجرات، با جسارت outrageous تجاوزکارانه، جسارت آميز، زشت contumelious اهانت کننده، جسارت کننده، سبک کننده unobtrusive محجوب، فاقد جسارت. insolence گستاخي، بي احترامي، جسارت audacity بي پروايي، گستاخي، جسارت durst جرات کرد، جرات داشت، جسارت کرد embolden تشجيع کردن، جسورکردن، جسارت کردن dare جرات کردن، جرات داشتن، جسارت کردن blasphemy کفر، ناسزا (گويي)، جسارت بمقدسات