جلوگیری کردن از
معنی انگلیسی
debar
واژههای انگلیسی با این معنی
- repress جلوگيري کردن از، فرو نشاندن، خواباندن
- repressible جلوگيري کردن از، فرو نشاندن، خواباندن
- repressively جلوگيري کردن از، فرو نشاندن، خواباندن
- spill wind سست کردن بادبان براي جلوگيري از تمايل، قايق به يک سمت
- reventment روکش کردن سطح زمين به منظور جلوگيري از، فرسايش ناشي از باد و باران
- infibulation چفت کردن الت تناسلي براي جلوگيري از جماع
- bridle افسار، دسته جلو، جلوگيري گيري کردن از
- prevent باز داشتن، مانع شدن، ممانعت کردن
- rebut رد کردن، تکذيب کردن، برگرداندن
- repel دفع کردن، از خود گرداندن، رد کردن
- tutor لله، معلم سرخانه، قيم
- sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي
- power down خاموش کردن يک کامپيوتر يا دستگاه جانبي، اقداماتي که به هنگام خرابي برق يا قطع، عمليات ممکن است توسط کامپيوتر براي
- joggle بند، بريدگي اجر و امثال ان براي جلوگيري از لغزش، تيزي يا شکاف اجر و چوب و غيره
- control lock وسيله اي براي قفل کردن سطوح فرامين و، جلوگيري از حرکت آنها وقتيکه هواپيما، متوقف است
- obviate از ميان برداشتن، از ميان بردن، رفع کردن
- obviator از ميان برداشتن، از ميان بردن، رفع کردن