جمعی کردن معنی انگلیسی pluralize واژههای انگلیسی با این معنی aggregate جمع کردن (يا شدن)، بالغ شدن بر، سر زدن به aggregator جمع کردن (يا شدن)، بالغ شدن بر، سر زدن به assurable اطمينان دادن، خاطر جمعي يا دلگرمي دادن، حتمي کردن assure اطمينان دادن، خاطر جمعي يا دلگرمي دادن، حتمي کردن undoubting اطمينان دادن، خاطر جمعي يا دلگرمي دادن، حتمي کردن volley bombing شليک دسته جمعي، شليک، تيرباران