جوانک معنی انگلیسی boy youngling youth واژههای انگلیسی با این معنی youngsters جوانک، پسربچه youngster نو باوه، جوانک، پسر بچه youngling جوانه (درگياهان)، جوانک، مبتدي plough boy بچه اي که گاويا اسب را درشخم زني ميراند، جوانک روستايي urchin بچه بد ذات، بچه شيطان، جوانک shaver تراشنده، پسربچه، جوانک lad پسربچه، جوان، جوانک callan پسربچه، جوان، جوانک callant پسربچه، جوان، جوانک bucko متکبر، مغرور، خود فروش. sprig شاخه کوچک، ترکه، گل و بته