حبوبات معنی انگلیسی cereal grain واژههای انگلیسی با این معنی dal حبوبات، بنشن، دال beansprout يک نوع از حبوبات legumin ماده آلبوميني حبوبات frijol لوبيا، حبوبات.، لوبياي پخته و سرخ کرده frijole لوبيا، حبوبات. grain rust زنگ گندم، زنگ حبوبات. rick انبارعلف خشک، انبار حبوبات، کومه کردن grain دانه، حب، حبوبات graininess دانه، حب، حبوبات iotas دانه، حب، حبوبات modicums دانه، حب، حبوبات tittles دانه، حب، حبوبات whits دانه، حب، حبوبات cereal غله، دانه وار، حبوبات