حرمت معنی انگلیسی deference honor respectability reverence sanctity veneration واژههای انگلیسی با این معنی reverence حرمت، احترام، تکريم awe حرمت، هيبت، ترس (آميخته با احترام) awing حرمت، هيبت، ترس (آميخته با احترام) observancy حرمت، رعايت right of support حرمت ملک Revere حرمت کردن، احترام گزاردن permanent bar حرمت ابدي، حرمت موبد permanent prohibition حرمت ابدي desecrate بي حرمت کردن، اختصاص بچيزبد دادن deferentially حرمت گزارانه profance بي حرمت کردن inviolacy بي حرمت نشدگي، دست نخوردگي، نقض نشدگي inviolable مصون حرمت کردني، واجب الحرمت، مقدس deferential حرمت گزار (انه) awesome مايه هيبت يا حرمت inshrine با حرمت نگاه داشتن، در مزار گذاشتن، در حکم مزار يا معبد بودن براي private nuisance هتک حرمت منازل و املاک courtliness نزاکت - آراستگي - چاپلوسي - حرمت گذاري courtlier راسته - مهذب - مودب - چاپلوسانه - حرمت گزار courtliest راسته - مهذب - مودب - چاپلوسانه - حرمت گزار courtly راسته - مهذب - مودب - چاپلوسانه - حرمت گزار veneration احترام، حرمت گذاري، اکرام irreverential مبني بر بي حرمتي، مغاير حرمت inviolate نقض نشده، بي حرمت نشده، معتبر