حشو معنی انگلیسی redundancy واژههای انگلیسی با این معنی tautologically حشو قبيح، تکرار بيهوده، مکرر گويي tautologies حشو قبيح، تکرار بيهوده، مکرر گويي tautology حشو قبيح، تکرار بيهوده، مکرر گويي data redundancy حشو داده ها، زائد بودن داده ها tautological حشو و زوائدي. surplusage حشو و زوائد در اسناد نوشتن redundance زيادي، حشو، حشووزوائد froufrou خش خش، حاشيه دوزي، حشو وزوائد. circumlocutory زائد، زيادي، داراي سخن زائد redundant زائد، زيادي، داراي سخن زائد padding پيزر، پوشال، لايي